تبليغاتX
.... حس غریبی که یک مرغ مهاجر دارد

.... حس غریبی که یک مرغ مهاجر دارد

همه چیز

 

 

پروردگار مست که مست از شراب شد

کار از همان دقیقه اول خراب شد

 

آدم بیافرید که آدم بماند در این جهان

آدم نشد . که مایه ی رنج و عذاب شد

 

صد نقشه ها کشید که با عشق سر کند

اما تمام نقشه های قشنگش بر آب شد

 

بر وی خرد بداد ، که داند جهان را که آفرید

اول بلای خودش گشت خرد .

سوال کرد خدا را که آفرید

تا این سوال و هزاران سوال بی جواب شد

 

پروردگار مست که مست از شراب شد

کار از همان دقیقه اول خراب شد

 

                                                                                   (پرواز همای) گروه مستان

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 2:21 قبل از ظهر  توسط اطلس  | 

سندرم گیلن باره

نام بیماری:

سندرم گیلن باره

 تعریف :

سندرم گیلن باره اختلال نادری است که در نتیجه حمله  سیستم ایمنی بدن به اعصاب محیطی ایجاد می شود به دنبال این حمله احساس ضعف در ماهیچه ها ، بی حسی ، گزگز و گاهی اوقات فلجی دیده می شود.

 علل و عوامل :

 علت این بیماری هنوز به روشنی مشخص نیست ولی معمولاً بعد از یک عفونت ویروسی مانند سرماخوردگی یا آنفولانزا اتفاق می افتد همچنین بعد از عفونت با یک باکتری به نام کامپیلکوباکتر هم ممکن است بیماری بروز نماید عفونت با کامپیلوباکتر ممکن است بعد از خوردن آب آلوده یا غذای نپخته ( مخصوصاً مرغ  و ماهی و ... ) رخ دهد .

در بعضی موارد ممکن است علایم گیلن باره بعد از اعمال جراحی اتفاق بیفتد گاهی هم هیچ گونه عامل شناخته شده ای وجود ندارد اما در همه موارد ذکر شده به طور حتم اختلال درعملکرد سیستم ایمنی وجود دارد .

 علایم و نشانه ها :

نشانه های گلین باره معمولاً با بی حسی و ضعف در پاها شروع می شود (ممکن است شما احساس گزگز شدن داشته باشید)  نشانه ها اغلب در عرض مدت کمی حدود چند روز یا چند هفته به قسمت های بالایی بدن کشیده می شود ؛ بازوها و اندام فوقانی ضعیف و بی حس می شوند . گاهی اوقات ضعف آن قدر شدید است که شما اصلاً قادر به راه رفتن نیستید و همچنین ممکن است به فلجی کامل منجر شود .

 تشخیص :

 آزمایش دقیق و قطعی برای تشخیص گیلن باره وجود ندارد اما تشخیص براساس علایم از جمله ضعف ماهیچه ها و ناتوانی در راه رفتن ، آزمایشات و تاریخچه ی بیماری شما صورت می گیرد . پزشک یا پرستار از شما درباره علایم و نشانه ها می پرسد و شما را معاینه می کند .

 آزمایشاتی که برای شما انجام می شود شامل :

1- نوار عصب و عضله

2- گرفتن آب کمر از کانال نخاعی

 درمان :

گلین باره درمان قطعی ندارد اما راههایی وجود دارد که علائم را بهبود می بخشد :

الف )    IvIg :(ایمنوگلوبولین درمانی ) این دارو از جنس پروتئین است و سیستم ایمنی را دربرابر حملات آنتی بادی های مهاجم محافظت می کند .

ب)    پلاسما فرزیس : دستگاهی به بدن شما وصل می شود که خون به درون آن کشیده می شود و آنتی بادی ها ی حمله کننده به اعصاب بدینوسیله از خون جدا می شوند . این آنتی بادی ها، پروتئین هایی هستند که در خون وجود دارند و باعث حمله به سیستم ایمنی بدن می شوند.

 برای این که تحت نظر باشید و امکان درمان علایم بیماری وجود داشته باشد ، احتمالاً در بیمارستان بستری می شوید .

در موارد پیشرفته بیماری ممکن است شما قادر به خوردن از راه دهان نباشید ، که برای شما لوله ی بینی - معدی می گذارند و از طریق لوله به شما غذا داده می شود . رژیم غذایی شما باید پرکالری و پر پروتئین باشد تا قدرت عضلاتی شما حفظ و بازسازی شود . ممکن است غذا با حجم کم و در دفعات زیاد برای شما تجویز شود .

در زمان بستری بودن در بیمارستان اگرضعف عضلات تنفسی موجب تهویه نامناسب و اختلال تنفس در شما شود ممکن است به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز پیدا کنید.

تا زمانی که در بیمارستان بستری هستید پزشک و پرستار به منظور جلوگیری از عوارض ناشی از بی حرکتی اقداماتی را برای شما انجام می دهند . ممکن است برای کمک به حفظ قدرت و انعطاف پذیری عضلاتتان فیزیوتراپی شوید .

علاوه برموارد فوق از داروهای زیر برحسب نیاز و به منظور تسکین علایم استفاده می شود :

 

1- کورتون که التهاب و تورم اعصاب را کاهش می دهد.

2- سرکوب کننده ایمنی مانند آزارام یا سایتوکسان که در مرحله حاد بیماری تجویز می شود .

3- مسکن ها  و ضد درد ها مانند آسپیرین

4- سایر داروها مانند کاربامازپین

  پیش آگاهی :

این بیماری سه مرحله حاد ، نقاهت و بهبودی دارد . معمولاً افراد مبتلا به گیلن باره بهبود می یابند اما ممکن است زمان زیادی طول بکشد .در اکثر افراد ضعف در طی 3-2 هفته بدتر شده و سپس شروع به بهتر شدن می کند و بعد از مدتی به طور کامل از بین می رود اگرچه بهبودی کامل ممکن است تا 2 سال طول بکشد . بعضی از افراد تا ماهها ضعف دارند و در موارد کمی این ضعف تا سال ها باقی می ماند ، بعضی دیگر هم هرگز قدرت عضلاتشان بر نمی گردد . گاهی اوقات این سندرم بعد از اولین حمله دوباره عود می کند

 نحوه مراقبت از خود :

·  از مصرف سیگار و الکل خودداری کنید .

·  با دقت توصیه های پزشک و پرستارتان را دنبال کنید .

·  داروی خود را درست و سر وقت مصرف کنید .

·  اگر فیزیوتراپی می شوید به دقت ورزش های فیزیوتراپی را انجام دهید تا عضلاتتان دوباره انعطاف پذیر و قدرتمند شود .

·  مشاوره با یک روانشناس به سازگار شدن شما با شرایط بیماری و کیفیت زندگی مطلوب کمک می کند .

 

 

گردآوری : سحر پرتو – کارشناس پرستاری

بازبین : دکتر افشین برهانی حقیقی – متخصص مغزو اعصاب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

معرفی بلاگ

 

معرفی یک سایت فوق العاده فلسفی و عالی که هر روز هم بارها و بارها مطالب عارفانه و خواندنی جدیدی بهش اضافه میشه


http://adamantinc.blogfa.com


من که هر روز  چند بار به این بلاگ سر میزنم

شما هم حتما بخونیدش که فوق العاده هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط اطلس  | 

که اين رسم فلک باشد نه شاهنشاه بشناسد نه روحاني

 

بيا بنشينو با مردم مدارا کن
گره از کار ِ اين افتادگان وا کن
بترس از شعله هاي زير خاکستر
بيا انديشه ي اندوه فردا کن
هزاران تاج سلطاني
دو صد تخت سليماني
فلک بستاند از دستت به آساني
که اين تخت بلند جم
نه بر شاهان ساماني وفا کردو نه بر پرويز ِ ساساني
که اين رسم فلک باشد
نه شاهنشاه بشناسد نه روحاني
مباد آن دم که چنگيزي به پا خيزد
کشاند آشيانت را به ويراني
هماي از خواندن اين فتنه پروا کن
چرا عاقل کند کاري که باز آرد پشيماني

                                                      شعر و آواز گروه مستان همای ( پرواز همای)

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

بی نهایت لجن

انسان موجودیست بین دو بینهایت . بی نهایت فرشته ، بی نهایت لجن

                                                                                           دکتر شریعتی

آخه توحش تا به کجا ؟؟؟

این حیوان دو پا از هر درنده ای برای خودش خطرناک شده

در ملاء عام اعدام می کنید و تاب خوردن فرد حلق آویز شده را تماشا می کنید ؟

چشم در میارید و سنگسار می کنید ؟

ای مفتی شهر از تو هشیار تریم
با این همه مستی ز تو بیدار تریم
تو خون کسان نوشی و ما خون رزان
انصاف بده کدام خونخوار تریم؟

                                                        (پرواز همای) گروه مستان

عین حیوانات وحشی به جان ، بی جان مادران و خواهران و پدران خویش در خیابانها می افتید ؟

چه خیالی ست که امروز تصمیم گرفتید . جزای سارق را با قطع کردن دست بدهید !

ای موجودات بی نهایت لجن . آیا شما در آینه چهره برزخی خود را نمی بینید ؟

نفرین به شما که فکر می کنید جاودانه اید

آه ای خدا :

تو جان می بخشی و اینجا

به فتوای تو می گیرند جان از ما

 

این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست
این چه بهشتیست درآن خوردن گندم خطاست
آی رفیق این ره انصاف نیست، این جفاست
راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست
راستی آنجا هم هر کس و ناکس خداست؟
بر همه گویند که هشیار باش
بر در فردوس نشیند کسی
تا که به درگاه قیامت رسی
از تو بپرسند که در راه عشق
پیرو زرتشت بدی یا مسیح
دوزخ ما چشم براه شماست
راست بگو راست بگو راست
آنجا نیز باز همین ماجراست؟
این همه تکرار مکن ای همای
کفر مگو شکوه مکن بر خدای
پای ازاین در که نهادی برون
در غل و زنجیر برندت بهشت
بهشت همان ناکجاست
وای به حالت همای وای به حالت
این سر سنگین تو از هم جداست
نه نه نه نه توبه کنم باز، حق با شماست

                                                                       (پرواز همای) گروه مستان   

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

نکته های نوشته شده از کتابهایست که لذت خواندم را بردم

 

قدرت عبارت است از توانائی ایجاد ارتباط و نفوذ در دیگران است

اگر قدرت نفوذ در دیگران در شما باشد به فرض اینکه پا نداشته باشید ممکن است کسی را مجاب کنید که شما را به دوش بکشد

تاثیر آن در رفتار فرزندانتان این است که چکسی بهتر بتواندآنها را مجاب کند من و شما یا فروشنده مواد مخدر

                                  ( آنتونی رابینز از کتاب غول درون خود را بیدار کنید )

 

زنبوری جرج را نیش زد .

جرج گفت : اگر در رخت خواب مانده بودم زنبور نیشم نمی زد

زنبوری فرد را نیش زد .

صدای نعره اش بلند شد و گفت :چه کرده ام که باید به این روز بیفتم

زنبوری  لیو را نیش زد.

شنیدم که می گفت : امروز یک چیز درباره زنبورها یاد گرفتم

                                (  برگرفته از کتاب لطفا گوسفند نباشید . از گفته های سیلور استاین )

 

1-      راه شاد زیستن انجام دادن آنچه دوست داریم نیست . دوست داشتن آنچه انجام می دهیم است

2-      بهترین کاری که برای فقیران می توانم بکنم این است که خودم یکی از آنها نباشم

 3-      خانمی از کرایسلور (ویالون یست نامی) پرسید :

حاظرم تمام زندگی ام را بدهم تا بتوانم مثل شما ویالون بزنم

کرایسلر لبخندی زد و گفت : من نیز چنین کردم

                                           ( بر گرفته از کتاب هدیه . سخنی از اندرو متیوس )

 

1-      زندگی اسم نیست در در واقع زیستن است .

عشق نیست . عشق ورزیدن است

رابطه نیست . ربط یافتن است

آواز نیست . آواز خواندن است

رقص نیست . رقصیدن است

 

 2- این زیباست

این نمایشنامه زندگیست

بازیگر توئی

تماشاگر توئی

نویسنده داستان توئی

خواننده موسیقی متن توئی

همه اینها تو هستی

                                          (بر گرفته از کتاب عشق پرنده ای آزاد و رها . نوشته "اوشو")

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 3:28 قبل از ظهر  توسط اطلس  | 

عفونت هاي دستگاه ادراري

 

عفونت هاي دستگاه ادراري

 

پيشابراه ، مثانه ، كليه ها و پروستات ، همگي مستعد ابتلا به عفونت هستند . اغلب عفونت هاي دستگاه ادراري ( UTI ) سبب ايجاد علائم موضعي مي شوند اما تظاهرات باليني هميشه با دقت محل عفونت را مشخـــص نمي كنند .

اورتريت :

غالباًدر افراد فعال از نظر جنسي و معمولاً در مردان رخ مي دهد . علائم اين عفونت شامل درد و سوزش پيشابراه حين ادرار كردن هستند و عموماً مقداري ترشح نيز در مجراي پيشابراه وجود دارد .

تشخيص آزمايشگاهي شامل رنگ آميزي گرم ترشحات پيشابراه كه در اغلب مردان مبتلا به سوزاك علت اورتريت را مشخص مي كند .

درمان اورتريت گنوكوكي تجويز سفترياكسون              (mg 250 تزريق عضلاني ، در دوز واحد ) و براي درمان عفونت كلاميديايي همزمان بايد به دنبال اين درمان اقدام به تجويز يك دوره داكسي سيكلين           (mg 100 خوراكي دو بار در روز به مدت 7 روز ) يا آزيترومايسين (g 1 خوراكي بصورت دوز واحد ) شود . درمانهاي جايگزين شامل سفيكسيم (mg 400 خوراكي يكبار در روز ) سيپرو فلوكسازين (mg 500 خوراكي يكبار در روز) هستند . در بيماران مبتلا به آلرژي شديد نسبت به داروهاي بتالاكتام مي توان از اسپكتينومايسين به ميزان g 2 داخل عضلاني استفاده كرد .

درمان اورتريت غير گنوكوكي شامل درمان فرد مبتلا و تمام افرادي است كه با وي در تماس جنسي بوده اند و بايد باآزيترومايسين (g 1خوراكي بصورت دوز منفرد ) يا داكسي سيكلين (mg 100 خوراكي دوبار در روز به مدت 7 روز  ) تحت درمان قرار بگيرند . عود مجدد عفونت متحمل است و به درمان طولاني تري نياز دارد  ( 2 تا 3 هفته ) .

سيستيت و پيلونفريت :

در زنان شايعتر است و ميزان بروز اين عفونتها با افزايش سن افزايش مي يابد . عوامل مستعد كننده فرد به عفونت هاي دستگاه ادراري ، شامل استفاده از وسايل    ( مانند كاتتريزاسيون ، سيستوسكوپي ) ، بارداري ، اختلالات آناتوميك دستگاه ادراري-  تناسلي و ديابت شيرين هستند .

ويژگيهاي باليني :

درد سوپراپوبيك ، احساس ناراحتي يا لرزش هنگام ادرار كردن و تكرر ادرار ، علائم شايع عفونت دستگاه ادراري هستند وجود درد پشت يا فلانك و پيدايش تب مؤيد اين است كه عفونت محدود به مثانه نيست و سبب درگيري كليه يا پروستات نيز شده است .

افراد مسن و بيماران ناتوان مبتلا به عفونت دستگاه ادراري ممكن است فاقد هر نوع علامت قابل انتساب به دستگاه ادراري باشند وتنها با تب ، اختلال وضعيت عقلاني يا هيپوتانسيون مراجعه كنند.

در تشخيص آزمايشگاهي وجود بيش از 5 تا10 عدد گلبول سفيد در هرميدان قوي ميكروسكپي از يك نمونه ادراري سانتريفوژ شده ، غير طبيعي محسوب مي شود .

وجود كست هاي گلبول سفيد در يك نمونه ادراري عفوني ، دلالت بر وجود پيلو نفريت دارد .

درمان در اغلب بيماران مبتلا به سيستيت ، تجويز مقدار بالاي آنتي بيوتيك در يك دوز واحد مي باشد. ( مثلاً يك قرص تري متوپريم _ سولفامتوكسازول از نوع قدرت مضاعف يا 800 ميلي گرم نورفلوكساسين ) از   آنجايي كه افتراق باليني سيستيت از بيماري دستگاه ادراري فوقاني دشوار است، كساني كه دوز واحد      آنتي بيوتيك دريافت كرده اند ممكن است به علت وجود بيماري تشخيص داده نشده قسمت فوقاني دستگاه ادراري ، دچار عود عفونت شوند . در بيمار مبتلا به سندرم اورترال اگر به تجويز آنتي بيوتيك ها پاسخ دهد بايد سير درمان وي راكامل كرد در غير اينصورت اگر علائم پيوري پا برجا بماند بايد بيمار تحت درمان 7 تا10 روزه با تتراسيكلين قراربگيرد . در بيماراني كه بعلت پيلونفريت         بستري   شده اند ،رنگ آميزي گرم ادرار درمان اوليه را هدايت مي كند . عفونت باسيل گرم منفي را ميتوان در آغاز بايك آمينو گليكوزيد به اضافه   آمپي سيلين / سالباكتام يا يك سفالوسپورين درمان كرد. درصورت مطالعات حساسيت آنتي بيوتيكي كه نشان دهنده غير ضروري بودن آمينوگليكوزيدها باشند ، مصرف اين داروها بايد سريعاً قطع شود . در عفونت آنتروكوكي ( كوكسي g+ به صورت زنجيره اي ) درابتدا با آمپي سيلين به اضافه يك آمينوگليكوزيد درمان مي كنيم . وجود كوكسي g+  خوشه اي مي تواند مؤيد استافيلوكوكها باشد . در زماني كه از ساير جهات سالم هستند از عوامل محتمل استافيلوكوك ساپروفيتيكوس است كه به اغلب        آنتي بيوتيكها حساس مي باشد ولي دربيماران مسن تر بايد استافيلوكوك طلائي مورد توجه باشد . اين عفونت را مي توان با پني سيلين مقاوم به پني سيليناز مانند نفسيلين درمان كرد . وجود كوكسي g+  در ادرار ممكن است برآندوكارديت توام با آمبوليزه شدن سپتيك به كليه دلالت داشته باشد . در عفونت هاي مكرر پيشگيري با نصف قرص تري متوپريم _ سولفامتوكسازول هر شب موثر واقع مي شود . در باكتريوري آسمپتوماتيك ( بدون علامت ) كه عمدتاً در افراد مسن و ميانسال ديده مي شود در صورت فقدان بيماري ساختماني دستگاه ادراري يا ديابت شيرين ، نيازي به درمان ندارد .

باكتري اوري بدون علامت در حين بارداري به علت خطر بالاي پيلونفريت بايد تحت درمان قرارگيرد .

وجود پيوري در غياب رشد باكتريائي دركشت ادرار در بيماراني كه دچار علائم دستگاه ادراري تحتاني هستند بايد عفونت كلاميديائي ، گنوكوكي ، واژينيت وعفونت هرپس سيمپلكس در نظر قرارگيرد. پيوري استريل درغياب علائم دستگاه ادراري تحتاني ممكن است دربيماران مبتلا به نفريت بينابيني يا سل دستگاه ادراري ديده شود .

پروستاتيت :

اين عفونت معمولاً دراثر تهاجم مستقيم پاتوژن از ميان پيشابراه رخ مي دهد . از علائم عفونت دستگاه ادراري ، درد پشت يا پرينه وتب شايع هستند . برخي ازبيماران دچاردرد هنگام انزال مي شوند . معاينه ركتال معمولاً نشان دهنده حساسيت پروستات است .

پروستاتيت حاد ممكن است ناشي از عفونت گنوكوكي باشد اما شايع تر ازهمه در اثر باسيلهاي g-  رخ مي دهد.

درمان اين عفونت درجهت پاتوژن مشاهده شده دررنگ آميزي گرم ادرار صورت مي گيرد .

در مرداني كه دچار عفونت هاي راجعه دستگاه ادراري مي شوند بايد به پروستاتيت مزمن كه ممكن است بدون علامت باشد شك كرد .

بعلت نفوذ ضعيف اغلب آنتي بيوتيكها به پروستات ، درمان پروستاتيت مزمن با اشكال مواجه مي شود .

درمان طولاني مدت ( 4 تا 12 هفته ) با يكي از فلوروكينولونها يا سيپروفلوكساسين 500 ميلي گرم دوبار در روز  يا تري متوپريم _ سولفامتوكسازول         ( دوقرص هر 12 ساعت )، انديكاسيون دارد .

 

 

 

سرپرست مركز: دكتر غلامرضا كريمي

تهيه كنندگان :   دكتر ليلا ناظميان

                        دكترحميده قرباني

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

نظر خواهی

 

 

دوستان عزیزم ، شما رو به مطالعه سایت  http://adamantinc.blogfa.com  دعوت میکنم

این سایت تخصصی و خیلی قدیمی منه

نظر شما عزیزان برای بهبود کارم حیاتی ست

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

چه کسی بود صدا کرد سهراب

اهل کاشانم 
 روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
 دوستانی بهتر از آب روان
 و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
 من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
 دشت سجاده من
 من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
 در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
 همه ذرات نمازم متبلور شده است
 من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
 من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج
 کعبه ام بر لب آب
 کعبه ام زیر اقاقی هاست
 کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است
 اهل کاشانم
 پیشه ام نقاشی است
 گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
 دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی ... می دانم
پرده ام بی جان است
 خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است
 اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند به سفالینه ای از خک سیلک
نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد
 پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
 پدرم پشت زمانها مرده است
 پدرم وقتی مرد آسمان آبی بود
 مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شد
 پدرم وقتی مرد پاسبان ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید :‌ چند من خربزه می خواهی ؟
 من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می ساخت تار هم میزد
خط خوبی هم داشت
باغ ما در طرف سایه دانایی بود
باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و ایینه بود
 باغ ما شاید قوسی از دایره سبز سعادت بود
میوه کال خدا را آن روز می جویدم در خواب
 آب بی فلسفه می خوردم
 توت بی دانش می چیدم
 تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش می شد
تا چلویی می خواند سینه از ذوق شنیدن می سوخت
گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسبانید
 شوق می آمد دست در گردن حس می انداخت
فکر بازی می کرد
زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید یک چنار پر سار
زندگی در آن وقت صفی از نور و عروسک بود
 یک بغل آزادی بود
زندگی در آن وقت حوض موسیقی بود
طفل پاورچین پاورچین دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها
 بار خود را بستم رفتم از شهر خیالات سبک بیرون دلم از غربت سنجاقک پر
 من به مهمانی دنیا رفتم
من به دشت اندوه
من به باغ عرفان
 من به ایوان چراغانی دانش رفتم
رفتم از پله مذهب بالا
 تا ته کوچه شک
 تا هوای خنک استغنا
تا شب خیس محبت رفتم
 من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق
 رفتم ‚ رفتم تا زن
 تا چراغ لذت
تا سکوت خواهش
تا صدای پر تنهایی
 چیزها دیدم در روی زمین
 کودکی دیدم ماه را بو می کرد
 قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد
 نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت
 من زنی را دیدم نور در هاون می کوبید
ظهر در سفره آنان نان بود سبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود
 من گدایی دیدم در به در می رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم بادبادک می خورد
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
 کاغذی دیدم از جنس بهار
 موزه ای دیدم دور از سبزه
 مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال
قاطری دیدم بارش انشا
اشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش تننا ها یا هو
 من قطاری دیدم روشنایی می برد
 من قطاری دیدم فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
 من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
 و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
 خک از شیشه آن پیدا بود
ککل پوپک
 خال های پر پروانه
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از کوچه تنهایی
 خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می اید
و بلوغ خورشید
 و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت
پله های که به سردابه الکل می رفت
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادرک ریاضی حیات
 پله هایی که به بام اشراق
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت
 مادرم آن پایین
استکان ها را در خاطره شط می شست
 شهر پیدا بود
 رویش هندسی سیمان ‚ آهن ‚ سنگ
سقف بی کفتر صدها اتوبوس
 گل فروشی گلهایش را می کرد حراج
در میان دو درخت گل یاس شاعری تابی می بست
 پسری سنگ به دیوار دبستان میزد
 کودکی هسته زردآلو را روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد
و بزی از خزر نقشه جغرافی آب می خورد
بنددرختی پیدا بود : سینه بندی بی تاب
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی
 مردگاریچی در حسرت مرگ
عشق پیدا بود موج پیدا بود
برف پیدابود دوستی پیدا بود
 کلمه پیدا بود
 آب پیدا بود عکس اشیا در آب
 سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون
 سمت مرطوب حیات
 شرق اندوه نهاد بشری
فصل ولگردی در کوچه زن
بوی تنهایی در کوچه فصل
 دست تابستان یک بادبزن پیدا بود
سفره دانه به گل
سفر پیچک این خانه به آن خانه
سفر ماه به حوض
فوران گل حسرت از خک
ریزش تک جوان ازدیوار
 بارش شبنم روی پل خواب
پرش شادی از خندق مرگ
 گذر حادثه از پشت کلام
جنگ یک روزنه با خواهش نور
 جنگ یک پله با پای بلند خورشید
جنگ تنهایی بایک آواز
جنگ زیبای گلابی ها با خالی یک زنبیل
جنگ خونین انار و دندان
 جنگ نازی ها با ساقه ناز
جنگ طوطی و فصاحت با هم
 جنگ پیشانی با سردی مهر
حمله کاشی مسجد به سجود
حمله باد به معراج حباب صابون
حمله لشکر پروانه به برنامه دفع آفات
 حمله دسته سنجاقک به صف کارگر لوله کشی
حمله هنگ سیاه قلم نی به حروف سربی
حمله واژه به فک شاعر
فتح یک قرن به دست یک شعر
فتح یک باغ به دست یک سار
فتح یک کوچه به دست دو سلام
فتح یک شهربه دست سه چهار اسب سوار چوبی
 فتح یک عید به دست دو عروسک یک توپ
 قتل یک جغجغه روی تشک بعد از ظهر
قتل یک قصه سر کوچه خواب
قتل یک غصه به دستور سرود
قتل مهتاب به فرمان نئون
قتل یک بید به دست دولت
قتل یک شاعر افسرده به دست گل یخ
همه ی روی زمین پیدا بود
نظم در کوچه یونان می رفت
 جغد در باغ معلق می خواند
 باد در گردنه خیبر بافه ای از خس تاریخ به خاور می راند
روی دریاچه آرام نگین قایقی گل می برد
در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود
مردمان را دیدم
 شهر ها را دیدم
دشت ها را کوهها را دیدم
 آب را دیدم خک رادیدم
 نور و ظلمت را دیدم
 و گیاهان را در نور و گیاهان را در ظلمت دیدم
 جانور را در نور ‚ جانور را در ظلمت دیدم
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم
اهل کاشانم اما
شهر من کاشان نیست
شهر من گم شده است
 من با تاب من با تب
 خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام
من دراین خانه به گم نامی نمنک علف نزدیکم
من صدای نفس باغچه را می شنوم
و صدای ظلمت را وقتی از برگی می ریزد
و صدای سرفه روشنی از پشت درخت
 عطسه آب از هر رخنه ی سنگ
 چک چک چلچله از سقف بهار
 و صدای صاف ‚ باز و بسته شدن پنجره تنهایی
و صدای پک ‚ پوست انداختن مبهم عشق
 مترکم شدن ذوق پریدن در بال
و ترک خوردن خودداری روح
 من صدای قدم خواهش را می شونم
 و صدای پای قانونی خون را در رگ
ضربان سحر چاه کبوترها
تپش قلب شب آدینه
جریان گل میخک در فکر
شیهه پک حقیقت از دور
 من صدای وزش ماده را می شنوم
 و صدای کفش ایمان را در کوچه شوق
 و صدای باران را روی پلک تر عشق
روی موسیقی غمنک بلوغ
روی اواز انارستان ها
و صدای متلاشی شدن شیشه شادی در شب
 پاره پاره شدن کاغذ زیبایی
 پر و خالی شدن کاسه غربت از باد
 من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
 آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت
روح من در جهت تازه اشیا جاری است
روح من کم سال است
 روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد
 روح من بیکاراست
قطره های باران را ‚ درز آجرها را می شمارد
 روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
 من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین
رایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ
 هر کجا برگی هست شور من می شکفد
بوته خشخاشی شست و شو داده مرا در سیلان بودن
مثل بال حشره وزن سحر را میدانم
 مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن
 مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم
مثل یک میکده در مرز کسالت هستم
 مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی
 تا بخواهی خورشید تا بخواهی پیوند تا بخواهی تکثیر
من به سیبی خشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه
 من به یک اینه یک بستگی پک قناعت دارم
 من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند
من صدای پر بلدرچین را می شناسم
رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را
خوب می دانم ریواس کجا می روید
 سار کی می اید کبک کی می خواند باز کی می میرد
ماه در خواب بیابان چیست
 مرگ در ساقه خواهش
 و تمشک لذت زیر دندان هم آغوشی
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
 زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
 زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
 زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور اینه است
 زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست

هر کجا هستم باشم
 آسمان مال من است
 پنجره فکر هوا عشق زیمن مال من است
 چه اهمیت دارد
 گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
 و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
 گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست
 زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
 زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
 زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه کنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم
شب یک دهکده را وزن کنیم خواب یک آهو را
 گرمی لانه لک لک را ادرک کنیم
روی قانون چمن پا نگذاریم
در موستان گره ذایقه را باز کنیم
 و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد
و نگوییم که شب چیز بدی است
 و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
 و بیاریم سبد
 ببریم این همه سرخ این همه سبز
صبح ها نان و پنیرک بخوریم
 و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی اید
 و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست
 و کتابی که در آن یاخته ها بی بعدند
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون
 و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت
و اگر خنج نبود لطمه می خورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت
 و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده پرواز دگرگون می شد
 و بدانیم که پیش از مرجان خلایی بود در اندیشه دریا ها
و نپرسیم کجاییم
 بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست
 و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است
 و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی چه شبی داشته اند
 پشت سرنیست فضایی زنده
پشت سر مرغ نمی خواند
پشت سر باد نمی اید
 پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خک نشسته است
 پشت سر خستگی تاریخ است
 پشت سر خاطره ی موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد
لب دریا برویم
 تور در آب بیندازیم
 وبگیریم طراوت را از آب
 ریگی از روی زمین برداریم
 وزن بودن را احساس کنیم

 بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ماه می اید پایین
می رسد دست به سقف ملکوت
دیده ام سهره بهتر می خواند
 گاه زخمی که به پا داشته ام
 زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است
و فزون تر شده است قطر نارنج شعاع فانوس
و نترسیم از مرگ
 مرگ پایان کبوترنیست
مرگ وارونه یک زنجره نیست
 مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
 مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه انگور می اید به دهان
مرگ در حنجره سرخ - گلو می خواند
مرگ مسوول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
 مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد
و همه می دانیم
 ریه های لذت پر کسیژن مرگ است
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپر های صدا می شنویم
پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
 بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند
بگذاریم غریزه پی بازی برود
 کفش ها رابکند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند
 چیز بنویسد
 به خیابان برود
ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
 که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
 دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
 صبح ها وقتی خورشید در می اید متولد بشویم
 هیجان ها را پرواز دهیم
 روی ادرک  ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
 نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
 که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

لطیفه های تلخ

 

در زمان سخنرانی پریزیدنت - دکتر - کارشناس ارشد .  " محمود احمد نژاد " در سازمان ملل .

"بانکی مون" ( رئیس سازمان ملل ) کلید سالن را به ایشان داد و گفت : دکتر جون سخنرانیت تمام شد لامپ ها رو خاموش کن و در رو هم قفل کن و برو ...

 


احمدی نژاد در بازگشت به تهران: وقتی سخنرانی می کردم یه سکوت عجیبی حکمفرما بود، اصلا هیچ جنبنده ای تکون نمی خورد، صدام تو اون سالن گنده یه طنین عجیبی داشت. همه اینقدر محو حرفام شده بودند که کلا فکر می کردی محو شدند. از بیرون هم هوادارای ما هی داد می زدن محمود بیا بیرون، هاله هم بود، هلو هم بود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

ریشه در خاک

ریشه در خاک

 

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و

اشک من تورا بدرود خواهد گفت .

نگاهت تلخ و افسرده ست.

دلت را خارخار ناامیدی سخت آزرده ست .

غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است

تو با خون و عرق،

این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی .

تو با دست تهی با آن همه توقان بنیان کن در افتادی .

تو را کوچیدن از این خاک دل برکندن از جان است .

تو با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است .

تورا این ابرظلمت گستر  بی رحم بی باران ،

تورا این خشکسالی های پی در پی ،

تو را از نیمه ره برگشتن یاران ،

تو را تزویر غمخواران،

زپا افکند.

تورا هنگامه شوم شغالان ،

بانگ بی تعطیل زاغان ،

در ستوه آورد.

تو با پیشانی پاک نجیب خویش ،

که از آن سوی گندم زار ،

طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است .

تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت

تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت ،

که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است

تو با چشمان غمباری ،

که روزی چشمه جوشان شادی بود و،

اینک حسرت و افسوس ، بر آن

سایه افکنده ست خواهی رفت .

و اشک من تورا بدرود خواهد گفت .

من اینجا ریشه در خاکم ،

من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم .

من اینجا تا نفس باقی است می مانم

من از اینجا چه می خواهم ،نمی دانم .

امید روشنایی گرچه در این تیرگی ها نیست،

من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم .

من اینجا روز آخر از دل این خاک ،با دست تهی

گل ها بر افشانم

من اینجا روز آخر از ستیغ کوه، چون خورشید

سرود فتح می خوانم،

 و می دانم

تو روزی باز خواهی گشت .

                                                                                                                                             فریدون مشیری

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط اطلس  | 

بیماری کرم قلب سگ

 

 

بیماری کرم قلب HWI_دیروفیلاریازیس_بوسیله دیروفیلاریا ایمیتس ایجاد می شود که به طور اولیه سگ سانان را مبتلا می سازد . دیروفیلاریازیس گستره وسیعی دارد و در نواحی معتدل شمالی و جنوبی و استوایی تشخیص داده می شود. بیماری در اکثر مناطق آمریکا تشخیص داده شده است هرچند توضیح آن در نواحی جنوبی و دره رود می سی سی پی بیشتر است . در بعضی نواحی اندمیک در آمریکا میزان بیماری در حدود 45% می باشد. و در تعدادی از نواحی هایپراندمیک استوایی (گرمسیری) تمام سگ ها آلوده اند. دیروفیلاریازیس به طور کلی در کانادا نادر است. تحقیق اخیر دامپزشکان نشان داد که در سال 2001 در حدود 240000 مبتلا در آمریکا تشخیص داده شده است.

گونه های حساس به دیروفیلاریا ایمیتیس شامل سگ های اهلی، روباه، کایوت ها، گربه اهلی، راسو، موش آبی، شیر دریایی، گربه وحشی، و انسان می باشد. گونه هایی که بیشتر مدنظر دامپزشکان قرار گرفته است سگ و گربه اهلی می باشد. از آنجائیکه نتایج، درمان و پیش آگاهی درخصوص این دو گونه متفاوت است. سیمای کلینیکی بیماری قلب گربه و سگ به طور مجزا بحث می­شود.وقتی عفویت کرم قلب یا HWI شدید یا طولانی باشد ممکن موجب یک پروسه پاتولوژی شود که بیماری گرم قلب یا  HWD نامیده می شود.

HWD  ممکن است از یک شکل بدون علامت (فقط ضایعات رادیوگرافیک) تا اشکال شدید و تهدید کننده زندگی (بیماری قلبی، ریوی، پولموناری آرتری مرمن) فرق کند.

در HWI مرمن گلومرلونفریت، آنمی، ترومبوسیتوپنی ممکن است اغلب مورد تشخیص قرار گیرد. دیروفیلاریازیس شدید ممکن است (علاوه بر این) تظاهرات مولتی سیمتیک شدید مانند CS و DIC ایجاد کند.

چرخه زندگی:

دیروفیلاریازیس بوسیله بیش از 60 گونه از پشه ها منتقل شده است با وجود این ناقلین مهم احتمالاً کمتر از 12 گونه می باشد.دانستن سیکل زندگی پیچیده دیروفیلاریاایمیتیس برای دامپزشکانی که در نواحی اندمیک دیروفیلاریازیس کار می کنند ضروری می باشد. کرم بالغ (L5) در پولموناری آرتری­ها ( کمتر در عفونت های شدید) در قلب راست اقامت دارد.

بعد از جفت­گیری، میکروفیلرها (L1) ­بوسیله کرم ماده بالغ تولید شده و در گردش خون رها می­شود. این میکروفیلرها(L1) بوسیله پشه ماده هنگام تغذیه خورده می­شود و در طی 8-17 روز دوبار پوست اندازی کرده و تبدیل به (L3) می شود.(L3-L­2-L1)

مهم است توجه شود که این پروسه وابسته به دما می باشد.در حالی که اگر پوست اندازی طول زندگی پشه صورت نگیرد، انتقال اتفاق نمی افتد (L3) حاصله عفونی می باشد. و به وسیله پشه خونخوار ( تغذیه کننده) به میزبان ابتدایی یا میزبان دیگر_اغلب اوقات سگ نر_ منتقل می شود.پوست اندازی بعدی در زیر جلد، بافت چربی و بافت های عضلات اسکلتی کمی بعد از عفونت (1-12 روز) اتفاق می افتد و پوست اندازی آخری 3 ماه  بعد از عفونت (50-68 روز) اتفاق افتاده و (L5) ایجاد می گردد. این کرم نابالغ CM 2-1 طول دارد و به زودی وارد سیستم عروقی (رگ ها) می شود، و به قلب و ریه مهاجرت می کند، و در آنجا بلوغ نهایی صورت می گیرد که کرم نر بالغ cm15-18 و ماده cm30-25 طول دارد. سپس جفت گیری صورت می گیرد. در شرایط مطلوب، تکمیل چرخه زندگی 210-184 روز طول می کشد سگ به طور معمول 6-7 ماه بعد از عفونت دارای میکروفیلر است. حضور میکروفیلرها در خون محیطی سگ ها بسته به ساعات روز و فصل سال متغیر است و معمولاً در ساعات بعدازظهر و تابستان بیشتر است . کرم بالغ می تواند تا 5 سال در بدن سگ زندگی کند و میکروفیلرها تا 30 ماه .

Dillon  اخیراً تائید می کند که HWD با آخرین پوست اندازی و تشکیل l5(2-3 ماه بعد از عفونت) زمانی که (L5) نابالغ وارد گردش خون می شود شروع می شود که در ابتدا با درگیری رگها و احتمالاً ریه ها همراه با ائوزینوفیلی و نفوذائوزینوفیل ها و علائم بیماری های دستگاه تنفسی می باشد. مهم است که به این موارد توجه شود که می­تواند به تشخیص زودهنگام HWI کمک کند.

پاتوفیزیولوژی:

 کرم قلب نام غلطی است زیرا کرم بالغ واقعاً در سیستم رگ های پولموناری در بیشتر اوقات زندگی می کند و صدمات اولیه به سلامتی میزبان، صدمات ریه و سرخرگ های پولموناری می باشد. شدت ضایعات و بنابراین تظاهرات کلینیکی بستگی به تعداد کرم ها( 1_250) ،استمرار عفونت و اثر متقابل انگل و میزبان دارد. کرم های بالغ و نابالغ به طور اولیه در                                      caudal pulmonary vascular tree می باشند، گاهاً ( بعضی وقت ها) به سرخرگ پولموناری اصلی، قلب راست و حتی سیاهرگ های بزرگ در عفونت های شدید مهاجرت می کنند.انسداد رگ های پولموناری بوسیله کرم های زنده اهمیت کلینیکی کمی دارد مگر اینکه تعداد کرم ها بشدت زیاد باشد.

اثرات عمده ای که بر روی سرخرگ های پولموناری بواسطه کرم ایجاد می شود به دلیل مواد سمی، مکانیسم های ایمنی و تروما می باشد که باعث تزاید پوشش داخلی عروق، التهاب، افزایش فشار پولموناری، قطع تمامیت ( بی عیبی) عروق و فیبروز می شود.این موارد ممکن است بدلیل تنگی و انسداد عروق پولموناری بدلیل ترومبو آمبولی ناشی از کرم های مرده و مشتقات آنها پیچیده شود.

ضایعات عروق پولموناری از زمان ورود کرم ایجاد می شود( درحدود 3 ماه بعد از عفونت) همراه با صدمات لایه داخلی و خارجی عروق، پرولیفراسیون، فعال شدن و جذب لوکوسیت ها و پلاکت هاو آزاد شدن فاکتورهای تغذیه ای باعث تزاید سلول های ماهیچه ای صاف و مهاجرت توده کلاژن شده و فیبروز ایجاد می گردد.ضایعات پرولیفراتیو سرانجام پیشرفت کرده و ممکن است حتی لومن عروق را مسدود کند.

التهاب اندوتلیوم همراه با تغییر اتصالات بین سلولی نفوذپذیری ساختار عروق پولموناری را بالا می برد. کرم هایی که مرده اند یا کشته شده اند، باعث واکنش های شدیدی از قبیل ایجاد ترومبوز، التهاب گرانولوماتوز و التهاب چین دار عروق می شوند. سرانجام سرخرگ های پولموناری بزرگ با دیواره­های کلفت، پیچ دار و دارای اندوتلیوم ناصاف می شوند. فقط بخشی از این تغییرات قابل برگشت است. با وجود این که تاثیر ورزش در تشدید علائم HWD ترمبوآمبولیمی پذیرفته شده است، نقش آن در بیماری عروق پولموناری و افزایش فشار عروق پولموناری مبهم است. با وجود این که Rawling نتوانست تاثیر 5/2 ماه ورزش شدید را در افزایش فشار PHT سگ های شدیداً مبتلا نشان دهد. PHT، Dillon  شدیدتر را در سگ هایی که دارای بیماری خفیف همراه با ورزش ملائم بودند نسبت به سگ هایی که آلودگی بیشتری داشتند اما در خلال 6 ماه بعد از عفونت ورزش نکرده بودند نشان داد.

پولموناری آرتری های درگیر ترومبوز شده، کلفت، متسع، دارای پیچ و خم، ناکارآمد بی کفایت ( به لحاظ عملکرد ) می باشند و در نتیجه در مقابل افزایش بارگیری مقاومت نشان می دهند، از این رو ظرفیت تمرین ورزش کاسته می شود.

 رگ های لوب هایCaudal  ریه بیشترین درگیری را دارند. تنگی عروق ریوی به طور ثانویه در نتیجه مواد تحریک کننده ای که از کرم ها آزاد می شود نیز ایجاد می گردد. بعلاوه هایپوکسی که بدلیل عدم تهویه بخاطر وجود پنومونی ائوزینوفیلی ایجاد می شود باعث پیشرفت انقباض عروق می شود.نتیجه PHT و به مخاطره افتاده برون ده قلب است.فشار پولموناری بوسیله ورزش یا شرایط دیگر که برون ده قلب زیاد می شود ، تشدید می شود.

قلب راست که یک پمپ کارآمد است نمی تواند فشار بیش از حد را تحمل کند. ابتدا با هایپرتروفی گریز از مرکز (اتساع و کلفتی دیواره) جبران می کند و در عفونت های شدید، در نهایت نارسایی اتفاق می افتد (نارسایی قلب راست) بعلاوه استرس های همودینامیک، تغییرات هندسی و تغییر وضع دادن قلب ممکن است باعث ایجاد نارسایی ثانویه دریچه سه لتی شود که در نتیجه باعث تسریع در نارسایی قلب شود.

انفارکتوس تنفس بدلیل جریان موازی گسترده ریه و بدلیل طبیعت بسته شدن تدریجی و آهسته رگ ها و غیرمعمول است.بدلیل افزایش نفوذپذیری رگ های ریه، ممکن است ادم اطراف رگی ایجاد شود. با وجود این که، بخاطر تراوش التهاب، این عارضه ممکن است از لحاظ رادیولوژی افزایش دانسیته بینابینی یا حتی آلوئولار تعبیر شود.

با وجود این که بدلیل تراوش التهاب ممکن است از لحاظ رادیولوژی افزایش دانسیته بینابینی یا حتی آلوئولار داشته باشیم ولی ظاهراً یافته بالینی کم اهمیتی می باشد و نارسایی قلب چپ پیشنهاد نمی شود. بعبارتی دیگر فورسماید توصیه نمی شود.

ترومبوآمبولی های پیوسته بوسیله کرم های مرده ممکن است علائم کلینیکی را شدیدتر کرده ایجاد PHT یا شدت PHT را افزایش دهد و نارسایی قلب راست یا در موارد نادر انفارکتوس ریوی ایجاد کند. کرم های مرده و متلاشی شده صدمه رگ ها را وخیم تر کرده و باعث افزایش انعقاد می شود. جریان خون ریوی بیشتر به مخاطره افتاده و تراکم لوب های ریوی درگیر ممکن است اتفاق بیافتد.

درخصوص مرگ شدید و زیاد کرم ها این یافته ممکن است شدید باشد، بخصوص اگر همراه با ورزش باشد. بدتر شدن به خاطر ورزش احتمالاً افزایش جریان سرخرگ پولموناری همراه با آزاد شدن مدیاتورهای التهابی بداخل پارانشیم ریه از داخل سرخرگ های بشدت آسیب دیده و نفوذپذیر بودن سرخرگ های ریه را نشان می دهد.

Dillon  پیشنهاد می کند که صدمه ریه مشابه صدماتی است که در سندرم دیسترس تنفسی بالغین ARDS دیده می شود.ضایعات پارانشیم ریه بیشتر در نتیجه مکانیسم هایی غیر از عوارض ترومبوآمبولی ایجاد می شود. پنومونی ائوزینوفیلی اکثراً در HWD مخفی گزارش شده اند، هنگامی که ضایعات با واسطه ایمنی میکروفیلرها در گردش خون ریه ایجاد می شود که میکروفیلرهایی که بوسیله آنتـی بادی پوشیده شده اند بداخل جریان خون ریوی می آیند در ادامه باعث تحریک واکنش های التهابی شده و پنومونی ائوزینوفیلی ایجاد می شود. یک بیماری بدخیم اما غیرمعمول پارانشیم ریه که گرانولومای ائوزینوفیلی ریه نامیده می شود در رابطه با HWD بوده است دلیل واقعی وپاتوژنز آن نامشخص است ولی احساس می شود که مشابه التهاب ریه آلرژیک در رابطه با HWD باشد. ادعا شده است که میکروفیلرهایی که به داخل ریه می آیند بوسیله نوتروفیل ها و ائوزینوفیل ها احاطه شده و سرانجام باعث تشکیل گرانولوما و لنفادنوپاتی پرونشیال در رابطه با آن می شوند.

کمپلکس­های آنتی­ژن آنتی­بادی که در پاسخ به کرم قلب ایجاد می شوند باعث گلومرولونفریت در سگ های مبتلا به کرم قلب می گردند. که نتیجه آن پروتئینوری می باشد. (آلبومینوری) اما نارسایی کلیوی معمول نیست . کرم های قلب ممکن است به دلیل مهاجرت های نابجا باعث بیماری های دیگر گردند. این پدیده غیر معمول در رابطه با تظاهرات چشمی و عصبی عضلانی بوده است زیرا کرم ها در بافت هایی مانند عضلات ، مغز، نخاع، و اتاق قدامی چشم یافت شده اند. بعلاوه، ترومبوزهای سرخرگی بوسیله (L5) دیده شده است هنگامی که کرم ها به صورت نابجا به محل 2 شاخه شدن آئورت یا پایین تر به سرخرگ های انگشتی مهاجرت می کنند. کرم های بالغ همچنین ممکن است به طریقه برگشت کننده از سرخرگ های پولموناری به قلب راست و ویناکوا مهاجرت کنند و ایجاد (C5) نمایند که یک پروسه تخریب کننده بوده که در ادامه توضیح داده می شود.

علائم کلینیکی:

علائم کلینیکی HWD مزمن بستگی به شدت وحدت عفونت و در بیماران مزمن تر انعکاس اثرات انگل بر روی سرخرگ های پولموناری و ریه ها و به طور ثانویه قلب دارد.این نکته مهم است که توجه داشته باشیم که تعداد زیادی از سگ های مبتلا به HWI فاقد علائم می باشند تاریخچه در سگ های مبتلا مختلف است و شامل کاهش وزن، کاهش تحمل ورزش، بی حالی، وضعیت نامناسب، سرفه، دیسپنه، سنگ کوب، آسیت  می باشد.. معاینه بالینی ممکن است وقوع کاهش وزن، مرمر سمت راست قلب به دلیل نارسایی تری کوسپید و گالوپ را نشان دهد. اگر نارسایی قلب راست وجود داشته باشد، سیاهرگ جاگولار متورم و نبض دار بوده که به طور معمول همراه با هپاتومگالی و آسیت می باشد. آریتمی قلبی، اختلالات هدایتی در HWD  مزمن غیرمعمول می باشد(کمتر از 10 درصد)

همراه با تظاهرات پارانشیم ریه ای HWD سرفه و کراکل های ریه مکن است قابل توجه باشد و همراه با تظاهرات گرانولوماتوز (که یک رخداد نادر است) صداهای مبهم ریوی، دیسپنه و سیانوز بیشتر گزارش شده است. هنگامی که ترومبوآمبولی های گسترده وجود داشته باشد علائم اضافی تب و خونریزی از بینی ممکن است مشاهده شود.

تشخیص:

رادیولوژی:

با وجود این که یک آزمایش غربالگر موثر برای HWI وجود ندارد رادیولوژی محوطه سینه روشی بسیار خوبی برای یافتن HWD ، تعیین میزان شدت بیماری و ارزیابی میزان تغییرات پارانشیم ریه ارائه می دهد.نشانه های رادیولوژی بیماری که نسبتاً زود در پروسه بیماری حادث می شود در حدود 85% از بیماران وجود دارد.بر طبق مطالعه Losonsky و همکاران بر روی 200 سگ مبتلا به کرم قلب، سیمای رادیوگرافیک بیماری به شرح ذیل می باشد.بزرگی بطن راست 60%، برجستگی افزایش یافته قطعه سرخرگ پولموناری اصلی 70% ،افزایش اندازه و دانسیته سرخرگ های پولموناری 50% و پیچ خوردگی پولموناری آرتری 50%. اگر نارسایی قلبی وجود داشته باشد، بزرگی Caudalvenaceva و کبد و طحال و نیز پلورال افیوژن، آسیت یا هر دو ممکن است اتفاق بیافتد.

Calvertو Thrall معتقدند که پلورال افیوژن در نارسایی های قلبی به علت  HWD متداول نیست. در حالی که آنها نشان می دهند که بزرگ شدگی قابل توجه لوب قدامی سرخرگ پولموناری یک نشانه حساس تر نارسایی های قلبی در رابطه با HWD نسبت به بزرگ شدگی  Caudal venaceva می باشد. رادیوگراف های قلبی که در حالت گماری شکمی- پشتی گرفته می شوند به لحاظ ارزیابی نیمرخ قلب، سهولت و حداقل استرس به بیمار ارجح می باشند.

با وجود این حالت گماری پشتی شکمی، برای ارزیابی رگ های ریوی لوب های خلفی بهتر می باشد که اگر قطر عروق از عرض دنده 9 بزرگ تر باشد غیر نرمال می باشد. پولموناری آرتری قدامی در حالت گماری جانبی به خوبی ارزیابی می شود که نباید از 3/1 بالایی دنده چهارم بزرگ تر باشد. پارانشیم ریه می تواند بخوبی در رادیوگرافی ارزیابی شود. هماره با التهاب ریه یافته هاشامل دانسیته های آلوئولار و بینابینی یا مخلوطی از هر دو می باشد که به طور واضح در لوب های خلفی ریه شدیدتر است. در گرانولوماتوز ائوزینوفیلی ندولار ریه، پروسه التهابی بصورت ندولهای بینابینی می باشد در حالی که همراه با لنفادنوپاتی پرونشیال و گاهی اوقات پلورال افیوژن می باشد. در ترومبوآمبولی ریه، یافته های رادیولوژی شامل تراوشات آلوئولارو بینابینی می باشد، بخصوص در لوب های خلفی ریه که افزایش نفوذپذیری ریه و التهاب را نشان می دهد که قبلاً توضیح داده شد.

الکتروکاردیوگرافی:

الکتروکاردیوگرافی در تشخیص آریتمی ها مفید است اما در مقایسه با رادیوگرافی و کاردیوگرافی در تشخیص بزرگ شدگی حفرات قلب در HWD از حساسیت کمتری برخوردار است . اگر رادیوگرافی HWD را تائید نکند، بعید است که ECG در غیاب آریتمی مفید باشد. به استثناء CS و نارسایی قلبی آریتمی نادر می باشد.(2% - %4) ، با وجود این یافته بزرگ شدگی بطن راست یک رویداد تائید کننده HWD می باشد.

Lombard و Ackeman نشان دادند که ecg غیر نرمال در 38% - 62% سگ هایی که به لحاظ اکوکاردیوگرافی علائم متوسط تا شدید HWD را داشتند ظاهر می شود. در حالی که Calvert و Rawlings دریافتند که تنها 6% از 276 سگ مبتلا به دیروفیلاریازیس تغییرات ECG نشان دهنده بزرگ شدگی بطن راست داشته اند.

 Calvert و Rawlings  همچنین نشان دادند که حساس ترین پارامترهای ECG برای تشخیص HWD موج های Sعمیق تر از mv 8/0 در لید II و بزرگ شدن محور الکتریکی قلب از 103 درجه و بیش تر از 3 پارامتر ECG برای بزرگ شدگی قلب راست می باشد. یافته ECG  اخیر ( بیشتر از سه یافته) به نظر می رسد دقیق ترین یافته بالینی باشد. P  پولمونال (P بلند که نشان دهنده بزرگ شدگی دهلیز راست است) در HWD غیر معمول است.

اکوکاردیوگرافی

اکوکاردیوگرافی در تشخیص بزرگ شدگی بطن راست نسبتاً حساس است، زیرا ابعاد دیاستولیک انتهای بطن راست، دیواره و ضخامت دیواره آزاد بطن راست همگی افزایش می یابد. Lombard  حرکت غیر نرمال (متناقض) دیواره در 4 سگ از 10 سگ مبتلا به HWD را گزارش کرده است.محاسبه نسبت ابعاد داخلی بطن چپ به بطن راست مفید است که از درجه نرمال 3 تا 4 به متوسط 7/0در سگ های مبتلا به HWD کاهش می یابد . بعضی مواقع اکوکاردیوگرافی دوبعدی می تواند برای نشان دادن کرمها در سرخرگ پولموناری استفاده شود. با وجود این که کرم های قلب می تواند گاهاً در بطن راست مشاهده شوند، این روش غیرحساس است بجز در سگ های مبتلا به CS یا آلودگی سنگین، زیرا کرم ها به طور نادر در این موقعیت ساکن می شوند.

کلینیکال پاتولوژی

غیرطبیعی بودن فاکتورهای شیمیایی و هماتولوژی سرم، با وجود استفاده محدود در تشخیص HWD، در ارزیابی بیماری های همزمانی که ممکن است یا ممکن نیست در رابطه با HWD باشند بسیار مفید است.

Calvert و Rawlings گزارش کردند که سگ های مبتلا به HWD در Georgia به طور معمول کم خونی غیر جبرانی خفیف دارند ( 10% سگ هایی که به طور خفیف تا متوسط و بیشتر از 60% از سگ هایی که شدیداً مبتلا بودند ) . همچنین در حدود 80% تا 20% از مبتلایان نوتروفیلی ، 85% ائوزینوفیلی، %60 بازوفیلی گزارش شد. ترومبوسیتوپنی ( که ممکن است در سگ هایی که به طور مزمن درگیر باشند مشهود باشد)، CS و DIS شایع ترین یافته ها 1 تا 2 هفته بعد از درمان برضد کرم های بالغ است. در مبتلایان شدید به HWD، بخصوص اگر نارسایی قلب نیز وجود داشته باشد، فعالیت آنزیم های کبدی ممکن است افزایش یابد . (10% از بیماران) و گاهاً افزایش بیلی روبین قابل توجه است.ازوتمی فقط در 5% از بیماران دیده شده است که ممکن است بدلیل دهیدرشن یا نارسایی قلبی پیش کلیوی باشد و یا به طور ثانویه در اثر گلومرولونفریت ایجاد گردد.در 10% -30% مبتلایان آلبومینوریا قابل توجه است . اگر بیماری کلیوی شدید باشد مستعد هایپوپرتئینمی  (هایپوآلبومینمی) بوده و می تواند سیمای کلینیکی بیماری را پیچیده کند. نه به طور شگفت آوری، شدیدترین یافته های کلینیکال پاتولوژی در رابطه با شدیدترین یافته های بالینی می باشند.

 ارزیابی سیتولوژی مایع تراکئوبرونشینال بعضی مواقع مفید است بخصوص در سگ های مبتلا به سرفه دارای پنومونی ائوزینوفیلی، HWD مخفی ( بدون علامت) ،مبتلایانی که یافته های رادیوگرافی کمی دارند. آزمایشات میکروسکوپی تراوشات ائوزینوفیل ها را نشان می دهد. در سگ هایی که میکروفیلر در خون دارند، L1 گاهاً ممکن است در این روش دیده شود.

آنالیز مایعات شکمی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی (CHF) به طور معمولی ترانسودای تعدیل شده را نشان می دهد. سگ های مبتلا به HWD و نارسایی قلب راست دارای فشار سیاهرگ مرکزی می باشند که از cm/H2o 12 تا 20 متغیر است. اما آسیت اگر هایپوآلبومینمیا وجودداشته باشد در فشار کمتر ایجاد می شود.

عفونت بدون علامت کرم قلب

اکثر سگ های دارای HWI بدون علامت می باشند. حتی تعداد زیادی از اینها مبتلا به HWD اند یعنی دارای ضایعات پاتولوژیک و رادیوگرافیک هستند.

درمان همانطور که قبلاً شرح داده شد. ملارسومین در یک رژیمی 2 بخشی و در ادامه ماکرولید به عنوان پیشگیری می باشد.با وجود این که سگ های بدون علائم ممکن است بعد از درمان بر ضد کرم های بالغ بدلیل ترومبوآمبولی پولموناری و آسیب ریوی (که قبلاً شرح داده شد) علائم نشان دهند.خطر PTE را می توان به طور ناقص بوسیله سنجش میزان کرم ها با استفاده از بعضی تست های آنتی ژنی، و بوسیله شدت ضایعات رادیولوژیک پیش بینی کرد. به وضوح سگی با ضایعات رادیولوژیک شدید نخواهد توانست عواقب ترومبوآمبولی را بخوبی تحمل کند، اما تمام سگ های دارای ضایعات رادیولوژی آلودگی سنگینی ندارند. برای مثال سگی با ضایعات متوسط تا شدید رادیوگرافی و میزان بالای آنتی ژن در خون ممکن است خطر زیادی برای PTE بعد از درمان نداشته باشد زیرا بسیار امکان پذیر است که کرم ها مرده باشند و هر دو علت افزایش آنتی ژن در خون ( آزاد شدن از کرم های مرده) و ناهنجاری های رادیوگرافیک(HWD مزمن)  ایجاد شده باشد.

این نتیجه ممکن است درباره سگ های دارای ضایعات رادیوگرافیک شدید و دارای میزان منفی یا پایین آنتی ژن های خون صحیح باشد ( رض می کند اکثر یا تمام کرم ها مرده اند و آنتی ژن رقیق شده است).

متناوباً سگ های دارای آنتی ژن بدلیل میزان آلودگی سنگین با حداقل علائم رادیوگرافیک ممکن است واکنش های شدید را بعد از تجویز ملارسومین (درمان ضد کرمی) پیشگویی کند.زیرا یافته ها نشان دهنده تعداد زیاد کرم بدون مرگ طبیعی آنها می باشد. ( بیماری نسبتاً تازه همراه با حداقل علائم بیماری ) البته بارکرمی پایین و حداقل ضایعات رادیوگرافی ممکن است حداقل واکنش های ناخواسته نسبت به درمان کرمهای بالغ را پیشنهاد کند.

تاکید می شود در هر کاری که مستلزم حدس زدن می باشد، موارد احتیاط باید رعایت شود وقتی که بیشترین خطروجود دارد آسپرین mg/kg 7-5 روزانه 3 هفته قبل از درمان و 3 هفته بعد از درمان ضد کرمی) یا حتی هپارین ممکن است مفید باشد و بستری کردن بیمار بسیار مهم است . به صاحبان دام­ها باید آگاهی های لازم درباره خطرات، علائم دلالت کننده و اهمیت کمک­های دامپزشکی سریع در بیماران دارای واکنش های ناخواسته داده شود.

گلومرولونفریت:

اکثریت سگ های مبتلا به HWI مزمن دارای گلومرولونفریت می باشند که ممکن است شدید باشد. بنابراین وقتی سگی بیماری گلومرولار را نشان داد، HWI باید بعنوان تشخیص تفریقی مورد ملاحظه قرار گیرد.با وجود این که معمولاً احساس می شود ضایعات گلومرولار که بوسیله HWI ایجاد می شود بعید است که باعث نارسایی کلیوی شود. اثرات مبهم وابسته به درمان زمانی است که یک سگ با علائم پروتئینوری، از وتمیا و HWI ارجاع شود.

Logic  معتقد بر درمان بر ضد کرم های بالغ است زیرا HWI می تواند باعث بیماری گلومرولی شود، اما درمان خطراتی نیز به همراه دارد.این نویسنده توصیه می کند که بیمار بستری شده و 48 ساعت مورد سرم تراپی به وسیله رینگرلاکتات بادز mkg/hr3-2 قرار گیرد. و ملار سومین 12 ساعت بعد از شروع سرم تراپی تجویز شود.سپس بیمار رها می شود و بررسی مجدد برای اندازه گیری میزان BUN و کراتی­نین h48 بعد توصیه می شود. تزریقات دوم و سوم بصورت تجربی برای 1 تا 3 ماه آینده بر پایه عملکرد کلیوی و پاسخ کلی به درمان اولیه برنامه ریزی می شود.

پنومونی آلرژیک :

پنومونی آلرژیک که گزارش شده 14% از سگ های مبتلا به HWD را درگیر می کند نسبتاً در مراحل اولیه بیماری ایجاد می شود. در واقع پاتوژنز آن ممکن است در رابطه با پاسخ های ایمنی بر علیه میکروفیلرهای مرده در داخل مویرگ های ریه باشد.علایم کلینیکی شامل سرفه، بعضی اوقات دیسپنه و بقیه علائم تیپیک HWD مانند کاهش وزن و عدم تحمل ورزش باشد. یافته بالینی خاصی ممکن است وجود نداشته باشد و یا شاید شامل دیسپنه و کراکل در سگ هایی که بیماری شدیدتری دارند باشد.

یافته های رادیولوژیک شامل موارد تیپیک HWD شامل تراوشات معمولاً بینابینی و گاهاً آلوئولی می باشد که در لوب های خلفی شدیدتر است. ائوزینوفیل و بازوفیل ممکن است بیش از اندازه طبیعی در نمونه خون محیطی و نمونه های راههای هوایی یافت شود.

کورتیکوستروئیدتراپی (پردنیزولون mg.kg/day2-1 در کمتر از یکهفته باعث بهبود علائم کلینیکی و رادیوگرافی می شود. اگر علائم بهبود یافت درمان را می توان در روز 3-5 قطع کرد . از آنجائیکه بیماری اغلب بطور مخفی می باشد درمان برعلیه میکروفیلرها به طور روتین توصیه نمی شود با وجود این می توان از ماکرولیدها برای پیشگیری از عفونت های بعدی استفاده کرد. درمان برضد کرم های بالغ می تواند بعد از بهبود علائم کلینیکی انجام شود.

گرانولومای ائوزینوفیلیک:

گرانولومای ائوزینوفیلیک یک تظاهر شدیدتر اما نادر از بیماری می باشد. این سندرم بصورت یک پروسه التهابی ندولارو سازمان یافته در رابطه با لنفادنوپاتی برونش ها و گاهاً پلورال افیوژن شناخته می شود. همراه با گرانولومای ریه، سرفه، ویز، کراکل اغلب قابل شنیدن است.هنگام شدت عارضه صداهای ریه ممکن است کم شده و همراه با سیانوز و دیسپنه باشد.

درمان با پردنیزون 2 بار در روز برای کاهش علائم بیماری در 1-2 هفته گزارش شده است. پروگنوز با احتیاط می باشد زیرا بازگشت بیماری چندهفته بعد معمول است.پردنیزون ممکن است همراه با سیکلوفسفامید یا آزاتیوپرین داده شود تا اثرات تضعیف ایمنی بیشتری داشته باشد. درمان بر علیه کرم های بالغ باید تا زمان بهبود بیماری به تاخیر افتد. از آنجائیکه پیش آگهی برای درمان دارویی با احتیاط می باشد، برداشت جراحی ضایعات مطرح شده است.

آمبولی ریه:

ترومبوزهای خودبخودی یا در رابطه با کرم های مرده مهمترین پیچیدگی کرم قلب می باشد. که ممکن است باعث شدت یا وخیم شدن علائم کلینیکی، افزایش فشار پولموناری، نارسایی قلب راست و در مواقع نادر خونریزی بینی و سکته ریه شود.مرگ و میر شدید ممکن است در نتیجه نارسایی شدید تنفسی، کم خونی ، DIC، یا موارد مبهم و ناگهانی مانند آریتمی یا آمبولی های گسترده ریه اتفاق افتد.با وجود این معمول ترین تظاهرات حملات ناگهانی بی حالی، بی اشتهایی وسرفه 7-10 روز بعد از درمان برضد کرم های بالغ می باشد. دیسپنه، تب، Pale شدن مخاطات، صداهای ریه ممکن است در معاینه بالینی مشهود باشد.

رادیوگراف های ریه تراوش مایعات را که در لوب های خلفی شدیدتر است، نشان می دهد.درجه وخامت، در مقایسه با رادیوگراف های قبل از درمان به طور معمول برجسته است. تراوشات بخصوص در آلوئول های لوب های خلفی ریه شدیدتر است و گاهی نواحی از تراکم ریه ها مشهود است. ناهنجاری های آزمایشگاهی به لحاظ شدت علائم فرق می کند. اما ممکن است شامل لوکوسیتوز، انحراف به چپ، مونوسیتوز، ائوزینوفیلی و تررومبوسیتوپنی باشد. میزان ترومبوسیتوپنی در پیش آگهی بیماری مهم است.مدیریت دارویی ترومبوآمبولی ریوی بسیار غیرعلمی و گاهی بحث برانگیز است.

بطور کلی در مورد بیماران بسیار وخیم، بستری کامل اکسیژن تراپی و پردنیزون توصیه شده است. بعضی مایع درمانی دقیق، اندازه گیری فشارخون برای جلوگیری از نارسایی قلبی و افزایش خونریزی به بافت ها و جلوگیری از دهیدرشن را مورد توجه قرار داده اند.استفاده از هپارین( unit/kg75 به صورت sc ، سه بار در روز ، 5-7 روز، تا زمانی که میزان پلاکت نرمال شود) و آسپرین (5-7 روز)را مدنظر قرار گرفته اما مورد بحث باقی مانده است.

سایر استراتژی های درمانی ممکن است شامل ضدسرفه، آنتی بیوتیک (اگر تب وجود داشته باشد)و استفاده از داروهای گشاد کننده عروق مانند  هیدرالازین، دیلتیازم  می­باشد.اگر از گشاده کننده عروق استفاده می شود، ابتدا  باید فشار خون مانیتور شود زیرا افت فشارخون از عوارض بالقوه آن است.

بهبود کلینیکی ممکن است سریع حاصل شود و ترخیص از بیمارستان پس از چند روز توصیه می شود در سگ هایی که به صورت خفیف مبتلایند مراقبت دقیق و استفاده از پرونیزون در خانه مناسب است.

CHF – نارسایی قلبی

نارسایی قلب راست بدلیل افزایش پس بار بطن راست ایجاد می شود ( که به طور ثانویه بدلیل بیماری مزمن سرخرگ پولموناری و ترومبوآمبولی و افزایش فشار پولموناری حاصل از آن می باشد).

PHT  زمانی که شدید و مزمن است ممکن است بطور ثانویه باعث نارسایی قلب راست و ریگورجیتشن تری کوپسید شود. علائم از قبیل آسیت در صورت وجود هایپوپروتئینمی شدیدتر می شود.

Calvert  معتقد است که بیش از 50% از سگ هایی که به دلیل HWD دارای درگیری های شدید پولموناری هستند در آینده مبتلا به CHF خواهند شد.علائم کلینیکی به طور متغیر شامل کاهش وزن، عدم تحمل ورزش، بی رنگ شدن مخاطات،است همراه با طولانی شدن CFT، آسیت ، دیسپنه، بادکردن و ضربان دار شدن سیاهرگ جاگولار ، آریتمی همراه با کاهش ضربان و صداهای نابجای ریوی شامل کراکل و احتمالاً ویز می باشد. دیسپنه ممکن است به دلیل تراوشات پولموناری ( که به دلیلی ترومبوآمبولی ایجاد می شود نه به لحاظ عملکرد قلب) اتساع شکم و پلورال افیوژن ایجاد شود.

اهداف درمانی شامل کاهش علائم احتقان، کاهش فشار پولموناری و افزایش برون ده قلب می باشد. که شامل جیره، دارو، و مداخلات دوره ای می باشد.کم کردن نمک جیره منطقی می باشد و ممکن است در کم کردن نیاز به استفاده از دیورتیک مفید باشد. این نویسنده یک جیره برای بیماران که جدیداً به بیماری قلبی دچار شده اند طراحی کرده است زیرا محدودیت نمک جیره فقط باید ملایم (متوسط) باشد.

دیورتیک ها ممکن است از عود مجدد آسیت جلوگیری کنند اما نمی توانند در به حرکت درآوردن حجم بالای مایعات جمع شده موثر باشند. از این رو پاراسنتز قفسه سینه و شکم یا هر دو آنها در زمان تظاهر ناراحتی مور نیاز می باشد. فورسماید به طور معمول بر طبق شدت و پاسخ بیمار mg/kg 4-1 روزانه تجویز می شود. دیورتیک های دیگر که با استفاده از قسمت های دیگر نفرون اثرات مکمل دارند شامل اسپیرنولاکتون mg/kg 2-1،po، دوبار در روز و کلرتیازیدروانه mg/kg2 می باشد.

مهارکننده های ACE با تاثیر بر روی سیستم رنین- آنژیوتانسین_ آلدوسترون ممکن است در کند کردن تغییر وضع پاتولوژیک قلب و کاهش آب آوردگی بخصوص در بیمارانی که به آسیت های مقاوم دچارند مفید باشد. درمان بر علیه کرم های بالغ به تاخیر افتاده بعد از بهبود علائم کلینیکی توصیه می شود. مدرکی وجود ندارد که دیگوکسین را جهت بهبود شرایط زندگی توصیه کند.بدلیل خطر مسمومیت و انقباض پولموناری در رابطه با استفاده از آن بطور معمول بوسیله نویسنده در مدیریت بیماران HWD دارای نارسایی قلبی استفاده نمی شود.با وجود این دیگوکیسن ممکن است در صورت حضور سوپراونتریکولارتاکیکاردی یا نارسایی قلبی مقاوم مفید باشد.

آسپرین به لحاظ تئوری بدلیل اصلاح انقباض عروق و بعضی ضایعات عروق پولموناری مفید است و ممکن است روزانه mg/kg5 به صورت خوراکی مصرف شود.گشاد کننده سرخرگی مانند هیدرالازین بوسیله Lombard نشان داده شده است که در تعداد کمی از سگ های مبتلا به HWD و نارسایی قلبی برون ده قلب را بهبود می بخشد. همچنین در تعدادی از سگ هایی که به طور تجربی به HWD مبتلا بودند اما نارسایی قلبی نداشتند نشان داده شده است که هیدرالایزین فشار پولموناری آرتری و مقاومت عروقی، کار بطن راست و فشار آئورت را بدون تغییر در برون ده قلب یا تعداد ضربان قلب کاهش می دهد.تجارب کلینیکی بخوبی بهبودی بوسیله گشاده کننده های عروقی نظیر دیلتیازم و آمیلودیپین را نشان داده است.

در نارسایی قلبی نویسنده از هیدرالازین به میزان mg/kg2 -5 ، خوراکی دوبار در روز یا آمیلودیپین mg/kg25/0-1/0 روزانه خوراکی ، دیلتیازم mg/kg5/1-5/0 سه بار در روز به صورت خوراکی استافاده می کند. خطر کاهش فشار خون در این درمان ها باید مدنظر قرار گرفته و فشار خون مانیتور شود.اغلب نارسایی قلب بدنبال درمان برضد کرم های بالغ ایجاد می شود، اما اگر نارسایی قلبی قبل از درمان ضد انگلی وجود داشته باشد، در این زمان سوالات سختی به وجود می آید که آیا ملارسومین داده شود و یا چه وقت ملاریومین تجویز شود.

اگر پاسخ کلینیکی به مدیریت نارسایی قلبی خوب باشد، درمان بر ضد کرم های بالغ ممکن است در طول 4-12هفته هنگامی که شرایط خوب است توصیه شود.ملارسومین هنگامی که نارسایی قلبی مقاوم است معمولاً ممنوع می باشد.داروهای ضدآریتمی بندرت ضروری است با وجود این پاسخ بطن به فیبریلاسیون دهلیزی را به وسیله دیگوکسین و دیلتیازم یا هر دو کاهش می دهند.

Caval Syndrome

Cs  نسبتاً غیرمعمول اما حالت شدید و پیچیده HWD می باشد. اکثر مطالعات ابتلا بیشتر سگ های نر به میزان 75%-90% را نشان داده اند. مشخصه این بیماری تعداد زیاد کرم ها می باشد.( بیش تر از 60 تا که اکثر آنها در دهلیز راست و وناکوا حضور دارند). پیش آگهی در این بیماری ضعیف می باشد. مطالعاتی که در آزمایشگاه نویسنده انجام شده است نشان می دهد که مهاجرت برگشت کننده کرم های بالغ به دهلیز راست و وناکوا در طول 5 تا 17 ماه بعد از عفونت باعث ایجاد انسداد جزء جریان خون در قلب راست شده و با تداخل در کار دریچه ها باعث نارسایی تری کاسپید و مرمر سیتولیک حاصل از آن، ضربان دار شدن جاگولار و افزایش فشار و ناکوا می شود.سگ های مبتلا اغلب مبتلا به افزایش فشار پولموناری هستند که به طور مشخص باعث افزایش اثرات همودینامیک تشدیدکننده ریگورجیتشن تری کوپسید می شود. این اثرات پیوسته به طور اساسی پیش بار بطن چپ را کاهش داده و از این رو باعث کاهش برون ده قلب می شود. آریتمی های قلبی ممکن است بیشتر عملکردقلب را به مخاطره بیاندازد.

این رویدادهای متعدد باعث تسریع در شروع ناگهانی علائم کلینیکی شامل کم خونی همولیتیک می شود کم خونی همولیتیک در اثر ضربه به گلبول های قرمز ایجاد می شود هنگامی که RBCها از لابه لای کرم هایی که در دهلیز راست و وناکوا حضور دارند رد می شوند و نیز زمانی که Dic در مویرگ ها ایجاد شده است. همولیز داخل عروقی ، اسدوز متابولیک و تقلیل عملکرد کلیه بدلیل کاهش خارج کردن پیش سازهای انعقادی باعث پیشرفت Dic می شود.

هموگلوبینمی ، هموگلوبینوری و اختلال در عملکرد کلیه و کبد اغلب در بسیاری از سگ ها دیده می شود. در صورت عدم درمان مرگ احتمالاً در طی h72-24 بدلیل شوک قلبی که بخاطر کم خونی و اسیدوز متابولیک و Dic پیچیده شده است رخ   می­دهد.شروع ناگهانی بی اشتهایی، دپرشن، لاغری و گاها سرفه در اکثر سگ ها همراه با دیسپنه و هموگلوبینوریا دیده می شود.

هموگلوبینوریا به عنوان یک یافته پاتوگنومونیک در این سندرم توصیه شده است.معاینه بالینی، Pale بودن مخاطات ، افزایش CRT، نبض ضعیف، ورم و ضربان دار شدن جاگولار، هپاتومگالی، بزرگی طحال و دیسپنه را نشان خواهد داد.

گوش کردن قفسه سینه ممکن است، صداهای نابجا ریه، مرمر سیستولیک قلب بدلیل نارسایی تری کوسپید 87% ، صدای بلند و دوتکه S2 67% ، ریتم گالوپ 20% را نشان دهد. سایر یافته های گزارش شده شامل آسیت 29%، زردی 19%، خونریزی از بینی6%می باشد دمای بدن از پایین تر از حد طبیعی تا مقدار کمی افزایش یافته گزارش شده است.هموگلوبینمیا و میکروفیلریمیا در 85% از سگ هایی که مبتلا به CS هستند وجود دارد. کم خونی جبرانی ملایم که با حضور رتیکولوسیت­ها، NRBC و افزایش MCV مشخص می شود در تعداد زیادی از بیماران وجود دارد.

لوکوسیتوز همراه با نوتروفیلی، ائوزینوفیلی و انحراف به چپ توصیف شده است. سگ های مبتلا به Dic به وسیله حضور ترومبوسیتوپنی ، هایپوفیبرینوژنمیا و نیز افزایش PT، PTT، ACT تشخیص داده می شوند.

آنالیز شیمیایی سرم شامل افزایش آنزیم های کبدی، بیلی روبین و شاخص های عملکرد کلیه می باشد.آنالیز ادرار افزایش ، غلظت پروتئین و بیلی روبین در 50/0 درصد از بیماران و در موارد بیشتر هموگلوبینوریا را نشان خواهد داد.

CVP در 80-90% بیماران بالا می باشد ( حدود cm/H2o4/11) ECG غیرطبیعی شامل آریتمی سینوسی (33%)، VPC 6%، apc 28% می باشد. محور الکتریکی قلب به سمت راست متمایل می شود (129 درجه) موج های S عمیق در اشتقاق CV6Lu معتبرترین شاخص درخصوص بزرگ شدگی بطن راست می باشد. (56%-8/0<0)

رادیوگراف قفسه سینه علائم HWD شدید را نشان می دهد که شامل بزرگ شدگی قلب، بزرگ شدگی سرخرگ پولموناری اصلی، افزایش انشعابات پولموناری و پیچ خوردگی پولموناری می باشد که در قسمت نزولی آن بیشتر دیده می شود. حضور تعداد زیاد کرم در دهلیز راست همراه با حرکت به داخل بطن راست در خلال دیاستول را می توان بوسیله اکوکاردیوگرافی مشاهده کرد.این یافته بوسیله M-mode و اکوکاردیوگرام های دوبعدی تقریباً برای CS در زمینه کلینیکی پاتوگنومیک است.لومن بطن راست بزرگ شده و اندازه بطن چپ تقلیل می یابد که این PTH همراه با کاهش بار بطن چپ را پیشنهاد می کند. Catheterization  قلب افزایش فشار پولموناری، دهلیز راست ، بطن راست و کاهش برون ده قلب را اثبات می کند.

پروگنوز ضعیف می باشد مگر این که دلایل بحران – کرم های دهلیز راست و سیاهرگ_خارج شوند. با وجود این در صورت درمان میزان مرگ و میز 40% است.

فلوئیدتراپی برای بهبود برون ده قلب ، بهبود پرفیوژن بافتی ، جلوگیری یا بهبود Dic،جلوگیری از نفروپاتی هموگلوبین ، و برای اصلاح اسیدوز متابولیک لازم است.با وجود این مایع درمانی بیش از حد ممکن است باعث وخیم شدن و شدت علائم CHF شود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط اطلس  | 

مرد سالاری یا زن ستیزی ؟

 

و خداوند زن را آفريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نميرد ( سوره سكته آيات حرص تا دق )

 


مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

 


- يه ضرب المثل آموزنده هست كه مي گه :
مردن براي زني كه عاشقشي از زندگي باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟

 


فرق پير دختر با پير پسر:
- اولي موفق نشده ازدواج كنه
ولي دومي موفق شده ازدواج نكنه !!! ؟؟؟


قوانين طلائي همسرداري (براي مردان ‎):
قانون اول: بايد زني داشته باشيد كه در كارهاي خانه مثل آشپزي، تميزكاري، گردگيري و ... خوب باشد ‎.
قانون دوم: بايد زني داشته باشيد كه موجبات سرگرمي و خنده و شادي شما را فراهم نمايد ‎.
قانون سوم: بايد زني داشته باشيد مورد اعتماد و اطمينان و راستگو‎ .
قانون چهارم: بايد زني داشته باشيد كه از بودن با او لذت ببريد و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ .
قانون پنجم: خيلي خيلي اهميت دارد كه اين چهار زن از وجود يكديگر بي خبر باشند ‎!!!


 

يك زن نگران آينده است تا زماني كه شوهر كند
يك مرد هرگز نگران آينده نيست تا زماني كه زن بگيرد

 


برنده جايزه نوبل ادبيات در زمان تقديم جايزه خود به همسرش گفت :
.
.
" اين جايزه را به همسر عزيزم تقديم مي كنم كه با نبودش باعث شد من بتونم اين كتاب را تمام كنم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط اطلس  |